menusearch
elmopazhoheshnews.ir

معلمان را دریابیم… نگاهی به وضعیت معیشتی معلمان

جستجو
يكشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵ | ۰۰:۴۸:۰۴
۱۴۰۵/۵/۲۷ سه شنبه
(1)
(0)
معلمان را دریابیم… نگاهی به وضعیت معیشتی معلمان
معلمان را دریابیم… نگاهی به وضعیت معیشتی معلمان

معلمان را دریابیم… نگاهی به وضعیت معیشتی معلمان  

دکتر حسین عزیزی نژاد *

 

همیشه پای تخته‌سیاه، وقتی گچ سفید میان انگشت‌های خسته‌شان خرد می‌شد، یک جمله را با طمأنینه می‌نوشتند: «توانا بود هر که دانا بود». ما مشق می‌کردیم، نمره می‌گرفتیم و قد می‌کشیدیم؛ اما سال‌ها بعد وقتی پا به دنیای واقعی گذاشتیم، دیدیم در معادله روزگار ما، جایگاه آن‌که «دانایی» می‌بخشد، در ترازوی معیشت چقدر سبک و نادیده گرفته شده است. واقعیت تلخی است، اما باید بی‌پرده گفت: امروز کلاس‌های درس ما پیش از آنکه محتاج هوشمندسازی یا تغییر کتاب‌های درسی باشند، محتاج آرامش فکری آموزگارانی هستند که سنگینی بار تورم، شانه تدریس‌شان را خم کرده است.

اگر منصفانه و دور از تعارف‌های همیشگی روز معلم نگاه کنیم، معلم ایرانی این روزها درگیر نبردی نابرابر با دخل‌وخرجی است که هیچ‌وقت با هم نمی‌خوانند. سال‌ها از اجرای طرحی به نام «رتبه‌بندی» گذشت؛ طرحی که قرار بود شأن و معیشت معلم را همگام با اعضای هیئت علمی و متناسب با زحمت طاقت‌فرسای تعلیم بالا ببرد، اما در پیچ‌وخم کسری بودجه، تأخیرهای اداری و افت ارزش پول ملی، عملاً به افزایش‌های ناچیزی بدل شد که حتی پیش از نشستن به حساب، طعمه تورم بازار اجاره‌خانه و خوراک می‌شد. حقوقی که کفاف روزمرگی را نمی‌دهد، دست معلم را می‌بندد و فکرش را در کلاس، درگیر بدهی اول برج، قسط عقب‌افتاده بانک و نسخه درمان می‌کند.

کجای دنیا معلم برای گذران آبرومندانه زندگی، مجبور می‌شود شیفت دوم و سوم را پشت فرمان تاکسی‌های اینترنتی بگذراند یا در خلوت خود، شرمنده نیازهای ساده فرزندش باشد؟ وقتی معلمِ فیزیک و هندسه ناچار است ساعات استراحت و مطالعه‌اش را در ترافیک شهر برای چند کرایه بیشتر بسوزاند، با کدام توان جسمی و کدام انگیزه روحی می‌تواند فردا صبح سر کلاس، شوق کشف و تفکر انتقادی را در دل دانش‌آموز زنده کند؟ این تنها فرسودگی یک شاغل نیست؛ این فرسودگی تدریجی سرمایه نمادین و معنوی آموزش در یک جامعه است. معلمی که دغدغه نان دارد، فرصت و انگیزه‌ای برای پژوهش، مطالعه متدهای نو یا توسعه مهارت‌های تربیتی نخواهد داشت.

توسعه در هیچ کشوری از کارخانه‌ها و برج‌ها شروع نشد؛ سنگ‌بنای توسعه پایدار در سنگاپور، ژاپن، فنلاند و آلمان دقیقاً روی میز همین کلاس‌های دبستان گذاشته شد، جایی که بهترین مغزها به انگیزه احترامی واقعی و دستمزدی در شأن نخبگان، شغل معلمی را برمی‌گزینند. در اقتصاد مدرن، هزینه‌کردن برای آموزش و معیشت فرهنگیان، «هزینه جاری» نیست؛ بلکه سودآورترین نوع «سرمایه‌گذاری در سرمایه انسانی» است. کاهش کیفیت آموزش عمومی در مدارس دولتی و فاصله گرفتن آن از مدارس خاص، ریشه در بی‌تفاوتی به رفاه آموزگاران دارد و خروجی آن، تعمیق شکاف طبقاتی آموزشی خواهد بود.

امروز دیگر زمان وعده‌های سرخرمن، بخشنامه‌های بدون پشتوانه مالی یا مناسبت‌گرایی‌های تقویمی نیست. اگر دغدغه فردای ایران، امید به آینده فرزندان این خاک و تاب‌آوری ملی را داریم، باید نخستین اولویت بودجه‌ای و اراده سیاستی کشور به سمت ترمیم واقعی و بنیادین منزلت و معیشت معلمان چرخش کند. آموزش و پرورش اگر از درون نحیف شود، هیچ اقتصادی در آینده پایدار نخواهد ماند. معلمان را دریابیم، پیش از آنکه خاکستر بی‌انگیزگی، فروغ دانایی را در چشم‌انداز توسعه ایران به خاموشی بکشاند.

 

* دکتری مدیریت سیستم ها و مدرس دانشگاه

 share network
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر
هدر سایت
انتشارات چتر اندیشه
پایگاه خبری علم و پژوهش نیوز
آخرین اخبار
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب